|
حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش ......... از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد ؟
|
|
|
|
||||
|
پارسه
![]() هخامنشيان عادت باستاني كوچ كردن را فراموش نكردند، و معمولاً همه سال را در يك جا به سر نميبردند، بلكه بر حسب اقتضاي آبوهوا، هر فصلي را در يكي از پايتختهاي خود سر ميكردند. در فصل سرما، در بابل و شوش اقامت داشتند، و در فصل خنكي هوا به همدان ميرفتند كه در دامنه كوه الوند افتاده بود و هواي لطيف و تازه و خنك داشت. اين سه شهر «پايتخت» به معني اداري و سياسي و اقتصادي بودند، اما دو شهر ديگر هم بودند كه «پايتخت آئينيِ» هخامنشيان بشمار ميرفتند، يكي پاسارگاد كه در آنجا آيين و تشريفات تاجگذاري شاهان هخامنشي برگزار ميشد، و ديگري «پارْسَهْ» كه براي پارهاي تشريفات ديگر به كار ميآمد. اين دو شهر «زادگاه» و «پرورشگاه» و به اصطلاح «گهواره» پارسيان به شمار ميرفت، و گور بزرگان و نامآوران آنان در آنجا بود و اهميت ويژهاي داشتند؛ به عبارت ديگر، اينها مراكز مذهبي ايرانيان هخامنشي بودند، مانند اورشليم و واتيكان، كه نظر به اهميت آييني خود، مركز ثقل بسياري از حوادث بودهاند. البته از اين دو تختجمشيد بيشتر اهميت داشته است و به همين دليل، اسكندر مقدوني آن را به عمد آتش زد تا گهواره و تكيهگاه دولت هخامنشي را از ميان ببرد و به ايرانيان بفهماند كه ديگر دوره فرمانروايي آنان به سر آمده است. نام اصلي اين شهر پارْسَهْ بوده است كه از نام قوم پارسي آمده است و آنها ايالت خود را هم به همان نام پارس ميخواندند. پارسه به همين صورت در سنگ نوشته خشيارشا بر جرز درگاهاي «دروازه همه ملل» نوشته شده است، و در لوحههاي عيلامي مكشوفه از خزانه و باروي تختجمشيد هم آمده است. يونانيان از اين شهر بسيار كم آگاهي داشتهاند، به دليل اين كه پايتخت اداري نبوده است، و در جريانهاي تاريخ سياسي، كه مورد نظر يونانيان بوده، قرار نميگرفته. به علاوه، احتمال دارد كه به خاطر احترام ملي و آئيني شهر پارسه، خارجيان مجاز نبودهاند به مكانهاي مذهبي رفت وآمد كنند و در باب آن آگاهيهايي به دست آورند؛ همچنان كه تا پايان دوره قاجار، سياحان اروپايي كمتر ميتوانستند در باب مشاهد و امامزادههاي ايراني تحقيق كنند. بعضي گمان كردهاند كه در برخي از نوشتههاي يوناني از پارسه به صورت پارسيان persai و يا شهر پارسيان Persia نام رفته است، اما اين گمان مبناي استواري ندارد. پِرْسِهْ پُليْس نام مشهور غربي تختجمشيد ، يعني پِرْسِهْ پُليْس (Perse Polis) ريشه غريبي دارد. در زبان يوناني، پْرسهْپُليْس و يا صورت شاعرانه آن پِرْسِپْتوُليْس Persep tolis لقبي است براي آِتِنه، الهه خرد و صنعت و جنگ، و «ويرانكننده شهرها» معني مي دهد.اين لقب را آشيل، شاعر يوناني سده پنجم ق.م. در چكامه مربوطه به پارسيان، به حالت تجنيس و بازي با الفاظ، در مورد «شهر پارسيان» به كار برده است (سُوكنامه پارسيان، بيت 65). اين ترجمه نادرست عمدي، به صورت سادهترش، يعني پرسه پليس، در كتب غربي رايج گشته و از آنجا به مردم امروزي رسيده است. خود ايرانيان نام «پارسه» را چند قرن پس از برافتادنش فراموش كردند چون كتيبهها را ديگر نميتوانستند بخوانند و در دوره ساساني آن را «صدستون» ميخواندند. البته مقصود از اين نام، تنها كاخ صدستون نبوده است، بلكه همه بناهاي روي صفه را بدان اسم ميشناختهاند. در دورههاي بعد، در خاطر ه مردم فارس، «صدستون» به «چهلستون» و «چهلمنار» تبديل شد. جُزَفا باربارو، از نخستين اروپايياني كه اين آثار را ديده است (سال 1474 ميلادي)، آن را ِچْلمِنار (چهلمنُار) خوانده است. (3) پس از برافتادن هخامنشيان خط و زبان آنها نيز بتدريج نامفهوم شد و تاريخ آنان از ياد ايرانيان برفت، و خاطره شان با ياد پادشاهان افسانهاي پيشدادي و نيمه تاريخي كياني درهم آميخت، و بناي شكوهمند پارسه را كار جمشيد پادشاه افسانهاي كه ساختمانهاي پرشكوه و شگرف را به او نسبت ميدادند دانستند و كمكم اين نام افسانهاي را بر آن بنا نهادند. کاربرد بناهای تختجمشيد
تختجمشيد در دل استان فارس، يعني ميهن هخامنشيان، بنا شده است. داريوش بزرگ در حدود 518 ق.م. صخره بزرگي را در حدود شمال غرب كوه مهر (= كوه رحمت) برگزيد تا كوشك شاهانهاي بر روي آن بنا نهد، وي و پسرش خشيارشا، و پسرزادهاش اردشير يكم، بناهاي با شكوه تختجمشيد را بر آنجا بنا كردند. بر اين نكته بايد تأكيد كرد كه هدف داريوش بزرگ از ساختن اين كوشك در سرزمين فارس، ساختن يك پايتخت اداري و سياسي نبوده، زيرا كه اين مكان از مركز دولت دور بوده، بلكه ميخواسته است مركزي براي تشريقات ايراني درست كند. ارنست هرتسفلد Ernst Herzfeld كه در سالهاي 1930 در تختجمشيد حفاري ميكرد، گفته است: «چنان مينمايد كه تختجمشيد جايي بوده است كه به علتهاي تاريخي و علايقي ريشهدار در زادگاه دودمان هخامنشي ساخته شده و نگهباني گشته و تنها در مواقع برگزاري مراسم و تشريفاتي خاص از آن استفاده ميشده است» بسياري از محققان معتقدند كه تختجمشيد تنها براي برگزاري جشن نوروز، كه هم عيدي شاهي و هم جشني ديني و هم آييني ملي بود، به كار ميرفت. استاد و. لنتس W. Lentz استدلال كرده است كه داريوش بزرگ جايگاه و جهات اين كوشك را بر طبق محاسبات نجومي ساخته است و محور تابش خورشيد به هنگام دميدن، در روزهاي معيني از سال با محورهاي عرضي و طولي تختجمشيد رابطه مييابد. از سوي ديگر كارل نيلندر Carl Nylanderمعتقد است كه شواهدي براي برگزاري جشن نوروز در تختجمشيد در دست نيست و كالمير Peter Calmeyer نقوش تختجمشيد و متون يوناني را مقايسه كرده و به همان نتيجه رسيده است. عدهاي هم با توجه به اسناد ديواني و كاربرد برخي از بناها (مثلاً حرمسرا) و وسعت كاخها وهزينه گزافي كه بر سر ساخت آنها به كار رفته است، تختجمشيد را مركزي سياسي و ادراي و بازرگاني ميدانند كه تناسبي با آيينهاي مذهبي نداشته است. اما حقيقت آن است كه اسناد ديواني، هزينههاي كارگري و سازندگي و نقشتراشي و نيز رفتوآمدهاي پيكها و مأموران دولتي در تختجمشيد همه به زماني تعلق دارند كه داريوش و خشيارشا و اردشير آنجا را بنا ميكردهاند يعني فعاليت ساختماني در آنجا زياد بوده است. وجود جشن نوروز در زمان هخامنشي هم از شواهدي ثابت ميشود (مثلاً وجود جشن مهرگان، زيرا كه در نوروز درست آغاز سال و در مهرگان درست ميانه سال را جشن ميگرفتهاند، ايجاد تقويم اوستايي، كه شامل جشنها منجمله نوروز ميبوده ـ در دوره هخامنشي و نيز وجود دعاي مخصوص زرتشتي بسيار كهن براي نوروز، كه با اعتقادات هخامنشيان پيوند ناگسستني دارد). از سوي ديگر در زمان ساساني نيز با آنكه استخرـ جانشين پارسهـ محل اصلي ساسانيان و جايگاه مذهبي و برگزاري آيينهاي دولتي (مثلاً تاجگذاري) بود، هيچ گونه مركزيت سياسي نداشت. با اين دلايل جشن ما هنوز نظريه آييني بودن تختجمشيد را مرجح ميدانيم . صفّه پارسه تختجمشيد بر روي صفّهاي بنا شده است كه كمي بيشتر از يكصدوبيست وپنجهزار متر مربع وسعت دارد. خود صفه برفراز و متكي به صخرهاي است كه از سمت شرق پشت به كوه مهر (= كوه رحمت) داده است و از شمال و جنوب و مغرب در درون جلگه مرودشت پيش رفته و شكل آن را ميتوان يك چهار ضلعي دانست كه ابعاد آن تقريباً چنين است: 455 متر در جبهه غربي، 300 متر در طرف شمالي، 430 متر در سوي شرقي و 390 متر در سمت جنوبي كتيبه برزگ داريوش بر ديوار جبهه جنوبي تخت، صريحاً گواهي ميدهد كه در اين مكان هيچ بنايي قبل از وي موجود نبوده است. كارهاي ساختماني تختجمشيد بفرمان داريوش بزرگ در حدود 518 ق.م آغاز شد. اول از همه ميبايست اين تخت بسيار بزرگ را براي برآوردن كوشك شاهي آماده سازند: بخش بزرگي از يك دامنه نامنظم سنگي را مطابق نقشه معماران، تا ارتفاع معيني كه مورد نظرشان بود، تراشيدند و كوتاه و صاف كردند و گوديها را با خاك و تختهسنگهاي گران انباشتند، و قسمتي از نماي صفه را از صخره طبيعي تراشيدند و بخشي ديگر را با تختهسنگهاي كثيرالاضلاع كوه پيكري كه بدون ملاط بر هم گذاشتند برآوردند و براي آنكه اين سنگهاي بزرگ بر هم استوار بمانند آنها را با بستهاي دم چلچلهاي آهني به هم پيوستند و روي بستها را با سرب پوشانيدند (اين بستهاي فلزي را دزدان و سنگربايان كنده و بردهاند؛ تنها تعداد كمي از آنها را بر جاي ماندهاند). اين تخته سنگها يا از سنگ آهكي خاكستري رنگي است كه از كوه و تپههاي اطراف صفه استخراج ميشده و يا سنگهاي آهكي سياهي شبيه به مرمر است كه از كانهاي مجدآباد در 40 كيلومتري غرب تختجمشيد ميآوردهاند. خرده سنگها و سنگهاي بيمصرف حاصل از تراش و تسطيح صخره را نيز به درون گودها ريختند. شايد در همين زمان بوده است كه با آب انبار بزرگ چاه مانندي در سنگ صخره و در دامنه كوه مهر (= كوه رحمت) به عمق 24 متر كندند. پس از چند سال، صاف كردن صخره طبيعي و پر كردن گوديها به پايان رسيد و تخت هموار گشت. آنگاه شروع به برآوردن شالوده بناها كردند و در همان زمان دستگاه آب دَركُني تختجمشيد را ساختند بدين معني كه در دامنه آن قسمت از كوه رحمت كه مشرف بر تخت است آبراهههايي كندند و يا درست كردند، و سر اين آبراههها را در يك خندق بزرگ و پهن، كه در پشت ديوار شرقي تخت كنده بودند، گذاشتند تا آب باران كوهستان از راه آن خندق به جويبارهايي در جنوب و شمال صفه راه يابد و به دَر رَوَد. بدينگونه خطر ويراني بناهاي روي تخت ناشي از سيلاب جاري از كوهستان از ميان رفت، اما بعدها كه اين خندق پُر شد آب باران كوهستان قسمت اعظم برج و باروي شرقي را كند و به درون محوطه كاخها ريخت و آنها را انباشت، تا اين كه در هفتاد سال گذشته؛ باستانشناسان اين خاكها را بيرون ريختند و چهره بناها را دوباره روشن ساختند. بر روي خود صفه، آبراهههاي زيرزميني كندهاند كه از ميان حياط و كاخها ميگذشت و آب باران سقفها از راه ناودانهايي كه مانند لوله بخاري و با آجر و ملاط قير در درون ديوارهاي ستبر خشتي تعبيه كرده بودند، وارد آبراهههاي زيرزميني ميشد و از زير ديوار جنوبي به دشت و خندقي در آن جا ميرسيد. هنوز قسمتهايي از اين آبراههاي زيرزميني و ناودانهاي درون ديوارها را در گوشهوكنار تختجمشيد ميتوان يافت. هم اكنون نيز آب بارانهاي شديد زمستاني از اين آبراهها به در ميرود.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 14:43 توسط ذکریا آقاپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
معبد چغازنبيل
محوطه تاريخی چغازنبيل در جنوب غربی ايران، استان خوزستان، 35 كيلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش، در طول جغرافيايی 48 دقيقه و 30 ثانيه و عرض جغرافيایی 32 دقيقه قرار گرفته است. بلندترين نقطه اين مجموعه كه قله معبد بزرگ آن میباشد حدود 90 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. اين شهر در اوايل قرن 13 قبل از ميلاد توسط پادشاه ايلامی "اونتاش نپيريشا" (Untash Napirisha) در نزديكی رود دز ساخته شده و "دوراونتاش" (Dur Untash) ناميده میشده است. دوراونتاش به معناي قلعه اونتاش میباشد. در بعضی از متون ميخی اين شهر "ال اونتاش" (Al Untash) ذكر شده كه به معنی شهر اونتاش است. در مركز شهر معبد عظيمی بصورت مطبق بنا شده كه امروزه دو طبقه از آن هنوز پابرجاست. اين معبد موسوم به "ذيقورات" میباشد که به دو تن از خدايان بزرگ ايلاميان يعنی "اينشوشيناك" و "نپيريشا" اهدا شده است. معبد چغازنبيل بزرگترين اثر معماری بر جاي مانده از تمدن ايلامی است كه تا كنون شناخته شده است. دورتا دور ذيقورات را ديواري احاطه ميكرده كه در مجاورت آن در جبهه شمال غربي معابدي براي خدايان "كريريشا", "ايشنيكرب" و "هومبان" بنا شده است. همچنين معابد ديگري در جبهه شمال شرقي قرار داشتهاند. مجموعه اين معابد توسط حصار ديگري احاطه ميشده است. در خارج از اين حصار بقاياي اندکي از خانههاي شهر در سطح زمين ديده ميشوند. دورتادور شهر سومين ديوار قرار داشته كه كل شهر را محصور ميكرده است. طول اين حصار خارجي حدود چهار كيلومتر ميباشد. در زاويه شرقي شهر و در نزديكي حصار خارجي، كاخهاي شاهي قرار داشتهاند. در زير يكي از اين كاخها پنج مقبره زيرزميني كشف شده است كه احتمالا به خانواده شاهي تعلق داشتهاند. در طرف مقابل شهر و بر روي ضلع شمال غربي حصار خارجي مخزني براي آب موجود است. دو دوره مشخص ساختماني در برپايي ذيقورات رديابي شده است در مرحله اول، طبقه نخست به صورت اتاقهايي پيرامون يک حياط مرکزي ساخته شده است و در مرحله بعد حجمهاي مربوط به طبقات در ميان حياط مرکزي ساخته شدهاند. بناهاي شهر از خشت و آجر ساخته شدهاند و با وجود قدمت بسيار هنوز بخش زيادي از آنها بر جاي ماندهاند. در نماي بناهاي موجود در محوطه چغازنبيل آجرهاي كتيبهداري با خطوط ميخي ايلامي و اَكَدي به كار رفتهاند. اين آجرها روي بدنههاي ذيقورات به فاصله هر ده رج تكرار شده است. در اين آجرها نام و نسب شاه سازنده بنا ذكر شده و در آن مشخص شده كه اين بنا چگونه و به چه منظوري ساخته شده است. به اين ترتيب هزاران آجر ساده و کتيبهدار بناهاي شهر را تزيين ميکردهاند. علاوه بر اين از آجرهاي لعابدار، ملات قير طبيعي، اندودهاي گچي و گل ميخهاي سفالين استفاده زيادي شده است. درهاي معابد و كاخها از چوب بوده كه با ميلههاي شيشهيي تزيين ميشدهاند. طي حفاريهاي به عمل آمده قطعاتي از مجسمههاي سفالين و لعابدار گاوهاي نر که از دروازههاي ورودي بناي ذيقورات محافظت مينمودند، به دست آمدهاند. ظروف مختلف سفالي و سنگي، مهرهاي استوانهيي، اشياي فلزي، پيکرکهاي سفالين و اشياي تزييني از جمله ديگر آثار به دست آمده از اين محوطه است. حفاري گسترده اين محوطه که بين سالهاي 1951 تا 1962 ميلادي توسط رومَن گيرشمن (Roman Girshman) باستانشناس و محقق برجسته فرانسوي انجام شد، اطلاعات بسياري درباره ساختار ذيقورات و معابد مجاور آن در دسترس علم باستانشناسي قرار داده و آگاهي موجود درباره مسايل تاريخي دوران "ايلام ميانه" را بسيار غنيتر نموده است. چغازنبيل در سال 1979 ميلادي از طرف سـازمان علمي ـ فرهنگي يونسكـو در ليسـت ميراث جهاني قرار گرفت. اين محوطه يکي از سه اثر ثبت شده کشور در ليست ميراث جهاني است. اهميت و اصالت اين محوطه تاريخي همراه با جاذبههاي طبيعي آن از جمله عوامل موثر در به ثبت رسيدن اين مجموعه بودهاند. متاسفانه پس از حفاريهاي چغازنبيل اغلب بقاياي معماري در معرض فرسايش قرار گرفته بودند و به دليل نفوذ آب باران در ساختار بناها، فرآيند آسيبديدگي سرعت يافته بود. لذا طي چند سال اخير، ضمن توسعه پژوهشهاي باستانشناسي در پروژه چغازنبيل، اقدامات موثري نيز به منظور حفاظت بيشتر مجموعه در برابر فرسايش به عمل آمده است
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 14:40 توسط ذکریا آقاپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ادب و هنر نزد آذربايجانيان ...
وورغونودا سالار يادا دوز ايلغارلی بيزيم داغلار نگاهی کوتاه به ۱۵۰۰ سال شعر "اوغوزها" که دربرگيرنده تاريخ ترکان آذربايجان نيز هست، جايگاه کوهستان را در ادب ترکان و نقش کوهها را در شکل دهی فرهنگ، و روح و روان مردم آذربايجان نشان ميدهد. کمتر شاعر يا هنرمندی يافت ميشود که از چشمهساران زلال جاری در سينه کوهها الهام نگرفته باشد و هنگام پديد آوردن اثر هنری خويش دلی در کوهساران و سر و سری در دامنه های سبلان، سهند، بزغوش، کئچی قالاسی، سامبران، سلطان سنجر، ميشو داغی، بهلول داغی، قافلانتی، و قيز قالاسی نداشته باشد. بنابراين برای شناخت فرهنگ اصيل هر ملتی و درک ويژهگيهای رفتاری و خصايل آن ملت، شناخت خواستگاه و پس زمينههای زيستی ضروری است. کتاب با ارزش آقای آنار، مسئول کانون نويسندگان جمهوری آذربايجان، زير عنوان "۱۵۰۰ سال شعر "اوغوز"" بهانه تهيه اين نوشتار است. مطالعه جايگاه کوهستان در ساخت و پرداخت ادب آذربايجان تز بزرگی است، چرا که خمير مايه زندگی هنری خلاقان فرهنگی ملتی را تشکيل ميدهد. بويژه که نيل به مرحله هارمونی انسان با طبيعت و درک زبان و فرهنگ کوهستان سرچشمه و سرمنشا خلاقيتهای بشری بوده است که در مواردی زيبايیهای مسحور کننده اين قبيل آثار در افق افسانه ها سير ميکند. داستانهای کور اوغلی و ديوانگان ستيغهای چنلی بئل و زندگی بابک خرمدينی و ياران او در کوههای بذ قالاسی و آثار بکر و زيبای فولگلوريک عاشقان آذربايجان همه و همه رنگ و عطر و صبغه دامنههای کوهستانها و آرزوهای ملت بزرگ و زحمتکش آذربايجان را در سينه دارد. غليان مردم در قلعه بابک ،و سرازير شدن پير و جوان به کوههای اطراف کليبر در آذربايجان، هر چند هم به بهانه يادآوری سردار بزرگ آذربايجان باشد، خبر از همان خصيصه زيست_فرهنگی اين مردم و ويژگيهای آنتروپولوژيک آذربايجانيهاست. حتی هنرمندان سرشناس و چهره های نام آوری چون دکتر رضا براهنی، اين فرزند برومند تبريز، که آثارش را عمدتا به فارسی خلق کرده، سوژههای و بن مايه های رومانهايش. از قبيل "رازهای سرزمين من" از جای جای کوهها و ارتفاعات اين مرز وبوم نشات میگيرد. استاد شهریار گل سرسبد شعر آذربایجان ...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384ساعت 10:40 توسط ذکریا آقاپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
وقايع نگاري تاريخ هنر ايران ماقبل تاريخ تا پيش از اسلام دوران نو سنگي ( 10000 سال قبل از ميلاد ) آغاز کشاورزي در ايران و در تپه گوي نشانه شروع دوره بسيار مهم و تاريخي در سرنوشت انساني و تفکر وي براي خارج شدن از حالت انفعالي بود و دستيابي غريزي به منابع غذايي که با اولين بارقه هاي استفاده از دانه ها و کاشتن آن براي بدست آوردن محصولي که خود در رشد و توليد آن دخيل بوده و از اين طريق مي تواند براي مدت طولاني تري در يک محل باقي بماند و مدام در جستجوي غذا ناچار به کوچ و تغيير مکان نخواهد بود . در اين دوران اولين نشانه هاي سفال سازي مربوط به اين زمان ظاهر مي شود . هزاره هشتم قبل از ميلاد ( 8000 تا 6500 ق . م ) قديمي ترين آثار و نشانه هاي خانه سازي اوليه در ايران مشاهده مي شود . به همراه رديابي آثاري از شروع صنعت ساده بافندگي . هزاره ششم قبل از ميلاد ( 6500 تا 5000 ق . م ) وجود نشانه هايي از نوع بسيار ابتدايي کوره پخت گل ـ اسناد قديمي مبني بر وجود دريانوردي ايرانيان در چغاميش . هزاره پنجم قبل از ميلاد ( 5000 تا 4000 ق . م ) اقوام بومي پيشين ايراني که تا آن زمان سراسر زمستان ها را در پناهگاه هاي طبيعي و درون غارها مي زيستند و در تابستانها به کلبه هاي ساده اي که از شاخ و برگ درختان ساخته شده بود مي رفتند و سپس شروع به ساختن خانه هاي گلي نموده و علاوه بر صيد ماهي و شکار حيوانات به کشاورزي نيز مشغول شده بودند . ابزار و آلات سنگي که با دسته اي از استخوان ساخته شده بود و ظروف گلي با نقوش سياه بر روي زمينه اي از گل قرمز نقاشي مي شد و با آتش خام پز مي شد همگي از علائم فنون اين دوره هاست . هزاره چهارم قبل از ميلاد ( 4000 تا 3000 ق . م ) ساکنين فلات ايران و اطراف رشته کوه هاي زاگرس با کنار هم بنا نمودن چند خانه ساده گلي دهکده هاي کوچکي به وجود آوردند و زندگي جمعي و اجتماعي را آغاز نمودند . کشاورزي در کنار نگهداري چند دام اهلي نيز رواج يافت . در تل باکون بقاياي يک کلوني مربوط به اين زمان به دست آمده . هنر معماري و خانه سازي با استفاده از گل بي شکل به صورت چينه در اين زمان معمول مي شود . ميان ظروف و کاسه هائي که از قشر سوم تپه سيلک و تپه حصار و تپهد گيان و شوش بدست آمده نشانگر رونق صنعت سفال است و همين طور استفاده از مباني فکري و هنري به شکلي کاملا ساده در ساخت فرم و نقاشي ظروف . سلاح ها و ابزار ها هنوز سنگي باقي مانده اند . ويژگي هاي اين دوره : · تمدن هاي اوليه سيلک کاشان و شوش و تپه حاصر و تپه گيان ( تپه ژيان ) . · استفاده از چينه در ساختن خانه هاي گلي . · استفاده از رنگ مشکي و قرمز در رنگ کاري ديواري و نقاشي سفالينه ها . · قديمي ترين خانه هاي گلي با پوشش شاخ و برگ که در غالب دهکده هاي کوچک شکل مي گيرد . · در اواخر اين دوره از مس به صورت طبيعي استفاده شده و ابزار مسي نيز ساخته مي شود. · بعد از مدت ها شمشيرها و خنجرهائي از جنس مس ، مفرغ و لوحه هائي با خطوط اوليه عيلامي به وجود آمده اند . · به تعبيري پيکره هاي کوچک کاربردي و از جنس سفال ساخته مي شود . · تاثير نسبي از تمدن و هنر بين النهرين و تاثير از تمدن هاي شکوفاي بابل و مصر . هزاره سوم قبل از ميلاد : ( 3000 تا 2400 ق . م ) عیلام که مرکز آن آوان است شروع به رقابت با تمدن سومر می نماید . استفاده از انواع فلزات نرم توسعه بیشتری می یابد و آلیاژهای اولیه تهیه می شود . روابط شمال و جنوب نزدیکتر شده و سفال هائی مشابه مراکز شوش ، گیان و لرستان بدست می آید . · مرمر و سنگ سفید و قیر و بعضی از سنگ های دیگر در ساختن اشیاء هنری و کاربردی به کار می رود . · انواع سلاح های فلزی بهتر ساخته می شوند . · از قشر دوم شوش ظروف ارغوانی و زینت آلاتی از طلا و عقیق و سنگ لاجورد کشف می شود . · پیدا شدن تعداد زیادی قطعات صدفی که حاکی از ارتباط ساکنین تپه سیلک با ساکنین سواحل دریای خزر است . · آجر مستطیلی و صاف قالبی در سیلک ساخته شده است . · یک صفحه ساده گردننده به چرخ سفالگری تبدیل می شود و بدین ترتیب چرخ سفالگری اختراع می شود . · کوره آجرپزی اختراع می شود . · کشف آثاری از کوره های ذوب مس . · ساخت پیکره های کوچک و متوسط تأثیر گرفته از اعتقادات مذهبی · رشد قابل توجه هنر سفالگری از نظر فرم و اندازه . · جایگزین شدن و همراه شدن طرح های مهم از طبیعت به جای طرح های ساده هندسی بر روی ظروف . · تأثیر نسبتا زیاد تمدن و هنر و فرهنگ بین النهرین . هزاره دوم ق . م و تمدن مادها : ( 2400 تا 1500 ق . م ) این عناصر در هزاره چهارم ، سوم و دوم ابداع شد و رشد و توسعه آنها به مرور صورت گرفته است و بدلیل عدم وجود اسناد تاریخی کاملا گویا ، تقدم و تاخر آنها بطور نسبی بیان گردیده است . · استفاده بهتر از انواع آلیاژهای مسی . · اختراع چرخهای ساده اولیه و چرخ ارابه . · احداث اولین برجهای فانوس دریایی در خلیج فارس و دریای عمان . · ورود توده های آریایی ها به فلات ایران . · استفاده از فلزات سرب و نقره و طلا و جداسازی فلزات . · اخترع خط . · توسعه قابل ملاحظه تسلیحات و افول ساخت قطعات سفالی و رونق هنر مفرغ کاری . · احداث طاقها و گنبدها در آرامگاههای منطقه اور . · احداث ساختمان های خرپایی در شوش . · پیدا شدن آثار و اشیا زرین و مفرغی تمدن مارلیک ، زیویه ، حسنلو . · ایجاد دولتهای آریایی . · اولین نشانه های ساخت قطعات سرامیکی و سفالینه های کاملا پخت شده . · سفال آبی صاف در البرز و نواحی مجاور آن رواج یافته است . · استفاده از گچ . · نشانه هایی از وجود و استفاده آهن در ساخت قطعات و ابزار ساده به جای اشیا مسی . · نشانه هایی از وجود اولین قوس های هلالی در شوش . · احداث ساختمان های باشکوه و بزرگتر که بدنه و نمای آنها با آجر منقوش و نقوش آجری و گل پخته و با اشکالی از موجودات دو جنسیتی ( دو نوعی ) و اشکال انسانی و حیوانی و درخت و اشکال نباتی و سمبل باروری دیده می شود . · ایجاد کشور بزرگی بنام ایلام در زمان اون تاش هوبان ، شهبانوی نپیرازو و توسعه شهر نشینی . · هنر حکاکی و تراش قطعات نقش برجسته و مجسمه های سنگی تطهیر هنر بین النهرین در شوش که باعث زیبایی و عظمت دو چندان بناها و اماکن مسکونی و زیارتکده ها می شود . · مهاجرت دومین گروه از آرین ها شامل مادها و پارس ها به ایران که در نواحی اطراف رشته کوههای زاگرس و در امتداد آن مستقر شدند. · ورود خدایان بیگانه و جدیدی بنام سوریا ، بوریا و ماروت به فلات ایران. · از حدود هزاره چهارم قبل از میلاد تا سده های انتهایی همین هزاره ، سه تمدن بزرگ سومریها ، آشوریها و کلدانیها ظاهر می شوند . نیمه دوم هزاره دوم قبل از میلاد ( 1500 تا 1000 ق . م ) · کشف اثری از یک طاق ضربی و نیم دایره در شوش که با آجر زده شده است . · نشانه هایی از ساختن اولین آسیاب های بادی . · وجود آثاری از ساخت سرامیکهای بهتر و استفاده از لعاب بر روی سفالینه ها در دوران حکومت کاسیتها در ایران . · ساخت و احداث یکی از عجیب ترین و زیباترین معبدهای باستانی بنام زیگورات چغازنبیل در منطقه شوش در خوزستان و استفاده از قوس در این بنا . · احداث ساختمان های با سقف شیب دار یک طرفه و دو طرفه در مناطق باران زای ایران . · پیدایش و بکارگیری وسیع مصالح آجری و قطعات خشتی بزرگ و پخته شده . · احداث ساختمان های خشتی . هزاره اول قبل از میلاد ( 1000 تا 884 ق . م ) · طبق گفته باستان شناسان مراحل تاریک و سرد پیش از تاریخ تمدن ایران در تمامی قسمتهای این هزاره همچنان باقی بود اما هیچگونه مدرک مستندی در این زمان بدست نیامد . در این دوران دامنه های کوههای البرز و در میان دره هایی که در پناه آن قرار دارند ، قبرستان های زیرزمینی کشف گردید که در آنها سفالینه های آبی رنگ ذغالگون به وفور وجود داشته و این کشفیات حاکی از حضور گروههایی از جماعت دام دار و کشاورز نسبتا مرفه است که در آن زمان در این حوالی می زیسته اند . در این قبور همچنین اشیا تزیینی و ظروف مفرغی بسیار زیبایی کشف می گردد . · ساختمان های خشتی عظیم و بزرگ بنا شده اند . · در قبرستان های زیرزمینی خوروین معروف به گنج تپه در حوالی قزوین آثار مفرغی زیبایی کشف می گردد . · آثار مشابهی از مفرغ و به شکل مجسمه های کوچک ، بت ها و ظروف در نواحی مسکونی کوهستانهای لرستان بدست می آید . · کشف تمدن مارلیک که مربوط به همین دوران است ، در دخمه ها و نهانگاه های مارلیک اشیا قدیمی بدست می آید که قدمت آنها با اشیا مکشوفه در زیویه و حسنلو برابری می کند . · وجود آثاری از بکارگیری شفته گل و آهک . · وجود آثاری از ساختمان سازی بر روی سایت ها و صفه های مرتفع . · هگمتانه بصورت تمدنی شهری نمایان شده است . · در قرون هشتم و نهم پیش از میلاد بر اثر تراکم مهاجرت های جدید در ایران اختلاطی از اقوام سیت ، سیمری ، اواراتوری ، مانایی ( مانوی )، کاسیت ها ، مادها و پارسی بوجود می آید و تقریبا در غالب نقاط فلات ایران گسترش می یابد . · با وجود آثار اولیه ای از ساخت و ابداع رشته چاههایی به شکل قنات . · احداث بناها و اماکن صخره ای و در دل کوهها و صخره های بزرگ در پناه گاههای طبیعی دره ها . · سد سازی و ساخت کانال های پیشرفته آبرسانی در منطقه خوزستان که با روی کار آمدن حکومت های هخامنشی پیشرفت و توسعه زیادی می یابد . · و بالاخره انحطاط حکومت ها و فرمانداری های غیر متمرکز قبلی و سقوط یکباره یکایک حکومت ها و قومیت ها در نتیجه ظهور امپراتوری عظیم هخامنشی . تمدن هخامنشی ( 860 و 825 تا 331 ق . م ) بالاخره بر اثر تفرقات و اختلافها و اختلاطهای قومی ، تمدنها یکی پس از دیگری رو به زوال نهاد و در نتیجه پیدایش امپراطوری هخامنشی و به وجود آمدن سازمانی متمرکز از دولت و نیروهای نظامی ، ایران وارد دوره تاریخی جدیدی گردید و کتبه های بزرگ هخامنشی که به سه زبان پارسی ، ایلامی و آکدی نوشته شده و از آن زمان باقی مانده است ، چگونگی حکومتهای اولیه هخامنشی را در زمان سیروس و داریوش نمایان می کند . وقایع تاریخی و فرهنگی تمدن هخامنشیان · در سال 860 قبل از میلاد اولین مقابله با حکومت شام صورت گرفت . · در حوالی 825 قبل از میلاد مادها در ناحیه دریاچه ارومیه مستقر شدند . · سال 825 قبل از میلاد پارس ها نیز در شمال خاوری شوش نزدیک خوزستان در منطقه ای که به پارسوماش مشهور شد مستقر شدند . · در سال 728 قبل از میلاد دیوسه امپراطوری ماد را در اکباتان ( هگمتانه ) تاسیس نمود . · در سال 700 قبل از میلاد هخامنشی یااکمنس سر سلسله دودمان هخامنشی شد . · حدود 675 قبل از میلاد فراآرت پارس ها را تحت سیطره و اطاعت خویش درآورد و در آغاز همین قرن ، هجوم سمیری ها در کوههای زاگرس ، تنیس پس ، کشور پارسا را تسخیر نمود . · در سال 653 تا 625 قبل از میلاد آریارامنا پادشاه بزرگ کشور پارسا بود و سپس در مقابله با سیاگزار مغلوب شد و ایالت پارسوا به تسخیر وی درآمد . سیاگزار بعدا این ایالت را به کامبیز اول واگذار نمود . در کنار آن همزمان با هجوم سیت ها سیاگزار دوباره قدرت را در دست گرفته و بر پارسوا مسلط می شود . · سیروس اول پادشاه دیگر پارسوماش است که بعد از وی اروکو و بعد از او نیز کامبیز اول پادشاه بزرگ ناحیه پارسوماش و پارسا است که زیر نفوذ و فرمان مادها قرار داشت . وی به دلایل سیاسی ماندانا از شاهزاده های مادی را به همسری برمی گزیند . · در طول 614 تا 612 قبل از میلاد سیاگزار ناحیه آسور را نیز تسخیر نموده و با نابوپولاسار متحد می شود و انهدام کامل نینوا در این زمان صورت می گیرد . · در سال 610 تا 585 قبل از میلاد هران فتح می شود و ماندانا دختر آستیتاژ به همسری پادشاه پارسوماش یعنی کامبیز اول درمی آید . · در سال 559 قبل از میلاد وقتی سیروس دوم با نابونائید متحد می شود ، اکباتان را اشغال کرده و سلسله هخامنشی را تاسیس می کند ( 559 تا 550 قبل از میلاد ) . · سال 539 قبل از میلاد سیروس کبیر بابل را تسخیر می کند و کشور را به ساترپیها تقسیم کرده و سپس پاسارگاد و بعد تخت جمشید تاسیس می شود . · سال 529 قبل از میلاد کامبیز دوم جانشین فرعون مصر در دره نیل می شود و آتوسا دختر سیروس کبیر با داریوش ازدواج می کند و ثمره این ازدواج تولد پادشاه بزرگ ایران ، خشایار است . · در سال 521 قبل از میلاد وقتی داریوش اول با دختر پادشاه ایران ازدواج می کند ، سرکوبی شورش های ایلامیها ، ماد و پارتها ادامه یافته و امپراطوری از سند تا مصر و دانوب وسعت می یابد . · 490 قبل از میلاد اولین جنگ ایران با یونان که منجر به شکست نیروهای ایرانی در منطقه ماراتن گردید . · 486 تا 446 قبل از میلاد خشایار حاکم است و طغیانهای مصر علیه ایران شکل می گیرد و حدود هشت سال بعد در سال 480 ق . م دومین جنگ ایران و یونان در سالامین به وقوع می پیوندد و در نهایت جنگ مغلوبه شده و منجر به پیمان بین نیروهای ایرانی و یونانی می شود . · از 424 تا 331 ق.م که مصادف با انقراض حکومتها و تمدن هخامنشی است اتفاقاتی چند رخ می دهد . خشایار دوم سرگرم جنگهای خانگی می شود . داریوش دوم و اردشیر دوم با مصر درگیر می شوند و در زمان اردشیر سوم دوباره مصر تسخیر می شود . جنگ با مقدونیه در زمان داریوش سوم و نهایتا سقوط امپراطوری عظیم هخامنشی پس از اشغال پایتخت های ایران به دست اسکندر کبیر . هنرها ، فنون و اختراعات تمدن هخامنشی · در طی مدتی بیشتر از چند سده حکومت هخامنشی در زمینه علوم و فنون مختلف ابداعات زیادی صورت گرفت و هنرهای زیادی دوره اوج و شکوفائی تمامی تاریخ خود را شاید در این زمان سپری کرد . · مهندسین ایرانی موفق می شوند کانالهای پیشرفته ای بسازند و در زمینه سد سازی نیز موفقیت های زیادی کسب نمایند . · استفاده از فلز روی . · تعدادی جاده از جمله جاده شاهی احداث می شود . · به دستور کورش کبیر ، ساختمان بناهای پاسارگاد آغاز می شود و مدتها بعد ساختمان قصرهای پادشاهان در شوش نیز به دستور داریوش آغاز می شود . · در حوالی 518 ق.م دستور ساخت و احداث مجموعه عظیم تخت جمشید توسط داریوش کبیر صادر می شود . این کار بعد از مدتها مطالعات و محاسبات مختلف توسط معماران و مهندسان ایرانی صورت می گیرد . · از سال 525 ق.م که داریوش اول کانال سوئز را بین دره رود نیل و دریای سرخ می سازد تا حدود 350 ق.م ایران در غالب زمینه های فنی و مهندسی و خصوصا معماری و تزئینات سنگی خلاقیت فوق العاده ای از خود نشان می دهد . در ابتدای این زمان از لعاب مینائی استفاده می شود . سکه های داریک ضرب شده اند و اقدام مهم این دوره به جز احداث کانال سوئز ، ساخت کانال آتوس و پل بر روی هلس پونت است که توسط خشایارشاه انجام می شود و در نوشته های تاریخی مربوط به این زمان از ساخت و احداث حلقه چاههای قنات در خرگه ، کشف چاههای نفت و از وجود هنر و صنعت قالیبافی سخن به میان آمده است . · اما مهمترین و نبوغ آمیز ترین هنرهای هخامنشی مربوط به ساخت و تزئینات نقش برجسته سنگی در تخت جمشید ، شوش و پاسارگاد است که تخت جمشید را در واقع وجه تسمیه این هنرها می دانند . در همین زمان نیز ظروف و اشیا بسیار زیبای فلزی و زرین ساخته می شود . · اطلاعات کافی و مهارت فراوان در ساخت ظروف و اشیا فلزی و فلزات گرانقیمت . دوران حکومت سلوکی ها و پارتها ( از 323 تا 224 ق.م ) ابتدای این دوره با مرگ اسکندر و تقسیم امپراطوریهای تحت فرمان وی میان جانشینانی شروع می شود و سلوکوس اول که اولین حکومت یونانی را در ایران برقرار کرد ، می توانست ایالت بابل را نیز از آنتیگون فرمانروای مناطق شرقی امپراطوری پس بگیرد . وقایع تاریخی و فرهنگی دوره سلوکی و اشکانی وقتی که در سال 323 ق.م اسکندر از جهان رفت ، امپراطوری وی بین جانشینانش تقسیم شد و به سال 312 ق.م سلوکوی اول نخستین حکومت یونانی ایران را بنا گذارد و سپس ایالت بابل را از آنتیگون فرمانروای بخش شرقی امپراطوری اسکندر پس گرفت . · سلوکوس برای تثبیت حکومت خود با آپامه از نجیب زادگان ایرانی ازدواج نمود ( 311 ق.م ) . · سلوکوس تعدادی فیل جنگی را در قبال واگذار کردن افغانستان به چاندراگوپتا فرمانروای هند دریافت کرد . · در 301 ق.م انطاکیه و سلوکیه در ساحل دجله مرکز حکومت سلوکیان شد و به استثنای دولتهای پونت ، کاپادوک ، پرگام و باتیان قسمتهای اعظمی از آسیای غربی در تصرف این سلسله قرار گرفت . · سلوکیان که سعی داشتند کشوری یونانی در ایران بنا کنند در تمامی زمینه های هنری ، زبان و شهرسازی و نحوه کشورداری اقداماتی صورت دادند و در همین دوره ها بدلیل منابع قابل ملاحظه درآمد یک راه تجاری بنام جاده ابریشم که ایران را از طریق ترکمنستان به چین متصل می نمود ، احداث گردید . · از 281 تا 212 ق.م که دولت باکتری از کشور سلوکی مجزا شده و دولتهای اشکانی پارتها شکل گرفت ، به ترتیب آنتیوکوس ، سکوکوس دوم ، سکوکوس سوم و آنتیوکوس سوم بر این مناطق حکومت راندند . ساتراپیهای پارسی و مادی به برادر اسکندر و ملن واگذار شد و در همین زمان آنتیوکوس سوم به طرف مرزهای شرقی لشگرکشی نمود و در نهایت عقد پیمان سکوکیان با اردوان اول پادشاه اشکانی . · در سال 261 ق.م پارتهای مقیم خراسان که خود را سربازان ایرانی و وارثان هخامنشی معرفی کردند ، به دلیل مهارتشان در سوارکاری و تیراندازی علیه حکومتهای سلوکی قیام کردند و اشک اول ، سلسله اشکانیان را در حدود 248 ق.م و بعد از او تیرداد بنا گذاردند . · از 188 تا 180 ق.م که حکومت رم سلوکیان را به نفع دولت پرگام از آسیای صغیر بیرون راند و قتل آنتیوکوس سوم بدست شورشیان و ضعف درون سازمانی حکومت آنتیوکوس چهارم ، ضعف کلی و سراسری بر حکومتهای سلوکی حادث شد . · 180 ق.م فرهاد اول از 174 تا 136 ق.م مهرداد اول توانست غرب ایران را تا خلیج فارس گسترش دهد و عنوان پادشاه ایران را بر خود نهاد . · 180 تا 136 ق.م که بابل فتح شد و پارتها پایتخت خود را در تیسفون نزدیکی بغداد مستقر کردند و بعد از فرهاد دوم در سال 129 ق.م طی جنگهای متمادی و هجوم و گریزهای پیاپی ایرانیان بر سلوکیان پیروز شدند . · 129 تا 127 ق.م امپراطوری ایران که توسط اسکندر مقدونی واژگون شده بود ، دوباره توسط پارتها اما با وسعتی کمتر از حکومت هخامنشیان ، جان تازه ای گرفت و پیدایش حکومتهای دست نشانده پارتها مثل پارسی ، ایلام و آشور . · جاده بزرگی که از دورا و پالمیر شروع شده و پس از عبور از ایران به جاده ابریشم متصل می شد در زمان اردوان دوم تحت سیطره کامل ایران بود و در سال 91 ق.م مهرداد دوم ، ایران را بصورت یک قدرت بزرگ جهانی درآورد . حکام بعدی گودرز اول ، ارد اول ، سینوتروکسی ، فرهاد سوم ، مهرداد سوم و ارد دوم که بعد از حمله روم به ایران از ایران دفاع کرد . · از حوالی سال 37 ق.م که فرهاد چهارم آنتوان را در لشکرکشی به آتروپات در آذربایجان فعلی شکست داد تا حدود 224 بعد از میلاد که در نتیجه جنگ های در گرفته بین اردوان پنجم و اردشیر فرمانروای پارس و کرمان ، سلسله اشکانی سقوط کرد . شورش ها و قیامهای متعددی در مناطق فلات ایران رخ داد و اقوام سامی و ایرانی توانستند اولین فتوحات خود را در مناطقی از شرق به جز ارمنستان بدست آوردند . تیرداد دوم ، ارد سوم ، اردوان سوم ، تیرداد سوم ، گودرز دوم ، بلاش اول و ارتاش و پاکوروس دوم ، اردوان چهارم ، مهرداد چهارم و پنجم ، بلاش سوم و چهارم و اردوان پنجم که آخرین پادشاه حکومتهای سلوکی و پارتی بود . مناطق عمده حکومتی سلاطین سلوکی و اشکانی در ایران در کوه خواجه سیستان ، ری و شوش است و در بین النهرین در شهرهای آشور ، هاترا ، سامره ، کیش ، نیپور ، بابل ، تیسفون و دورا در کنار فرات تا سرحد بغداد .
+
نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1384ساعت 13:48 توسط ذکریا آقاپور
|
|
|||||
|
|||||