تبليغاتX
Iran maxim.com نایسر دایسر +پوست کن Nicer Dicer فرمول ضد ریزش مو Revivogen سونیک بلید چاقوی شارژی SONIC BLADE نایسر دایسر +پوست کن Nicer Dicer هنرکده آتروپات
حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش ......... از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 16:51  توسط ذکریا آقاپور  | 

داونلود

متن وصیت داریوش به خشایارشاه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 17:51  توسط ذکریا آقاپور  | 

- يک روز بعد از ظهر وقتي اسميت داشت از کار برميگشت خانه، سر راه زن مسني را ديد که ماشينش خراب شده و ترسان توي برف ايستاده بود .اون زن براي او دست تکان داد تا متوقف شود. اسميت پياده شد و خودشو معرفي کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم. زن گفت صدها ماشين از جلوي من رد شدند ولي کسي نايستاد، اين واقعا لطف شماست .وقتي که او لاستيک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد, زن پرسيد:" من چقدر بايد بپردازم؟" و او به زن چنين گفت: " شما هيچ بدهي به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطي بوده ام. و روزي يکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا مي خواهي که بدهيت رو به من بپردازي¸بايد اين کار رو بکني. نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!" چند مايل جلوتر زن ، کافه ی کوچکي رو ديد و رفت تو تا چيزي بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولي نتونست بي توجه از لبخند شيرين زن پيشخدمتي بگذره که مي بايست هشت ماهه باردار باشه و از خستگي روي پا بند نبود. . او داستان زندگي پيشخدمت رو نمي دانست¸واحتمالا هيچ گاه هم نخواهد فهميد. وقتي که پيشخدمت رفت تا بقيه صد دلار شو بياره ، زن از در بيرون رفته بود ، درحاليکه بر روي دستمال سفره يادداشتي رو باقي گذاشته بود. وقتي پيشخدمت نوشته زن رو مي خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.در يادداشت چنين نوشته بود:" شما هيچ بدهي به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطي بوده ام. و روزي يکنفر هم به من کمک کرد،همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا مي خواهي که بدهيت رو به من بپردازي،بايد اين کار رو بکني. نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!". همان شب وقتي زن پيشخدمت از سرکار به خونه رفت در حاليکه به اون پول و يادداشت زن فکر ميکرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسميت همه چيز داره درست ميشه."
بیایید هر کدام از ما زنجیر عشقی بسازیم که تا بی نهایت ادامه داشته باشد .
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 16:16  توسط ذکریا آقاپور  | 

این داستان رو خانم صالحی از کرمان از دوستان هنرمندمون که مثل بنده صنایع دستی هم خوندند برای گروه هنرکده فرستادند .
 
گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله   درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 16:13  توسط ذکریا آقاپور  | 

پانزده راز عاشقانه

 

راز عشق در تواضع است . این صفت به هیچ وجه

نشانه تظاهر نیست . بلکه نشان دهنده

احساس و تفکری قوی است میان دو نفری که

 یکدیگر را دوست دارند . تواضع مانند جویبار

آرامی است که چشمه محبت آنها را تازه و

باطراوت نگه   می دارد .

 

راز عشق در احترام متقابل است . احساسات

متغیرند اما احترام دو طرف ثابت   می ماند .

اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت

 است با احترام به نظریاتش گوش کن احترام

باعث می شود که او بتواند خودش باشد .

 

راز عشق در این است که به یکدیگر سخت

 نگیرید ، عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت

است .

 

راز عشق در این است که هر روز کاری کنی

که شریک زندگی ات را خوشحال کند ، کاری

مثل دادن هدیه ای کوچک ، تحسین ، لبخندی

 از روی محبت . نگذار که جویبار محبت تان از

کمی باران بخشکد .

 

راز عشق در این است که رابطه تان را مانند یک

باغ با محبت تزئین کنید ، بذر علاقه ها و عقیده های

تازه بکار که به زیبایی بروید . ضمنا" فراموش نکن

که باغ را باید هرس کرد مبادا غنچه های گل

پوشیده از علف های هرز عادت ها شود .

برای آنکه عشق همواره با طراوت بماند باید

به آن مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .

 راز عشق در خوش مشربی است . شوخی با

دیگران را فراموش نکن ، در ضمن مراقب شوخی ها

 هم باش شوخی ناپسند نکن ، شوخی باید از

روی حسن نیت باشد نه نیشدار .

 راز عشق در این است که حقیقت اصلی عشق

 یعنی تفکر را از یاد نبری . آیا یک رابطه دراز مدت

 مهمتر از اختلافات کوچک و زود گذر نیست ؟

 راز عشق در این است که مانع بروز هیجانات

منفی در وجودت شوی و صبر کنی تا خونسردی

را دوباره به دست آوری . با این که احساس جلوه

الهام است اما شخص عصبانی نمی تواند چیزها

 را با وضوح درک کند . قلبت را آرام کن تنها به این

وسیله می توانی چیزها را همانطور که هستند

دریابی .

 راز عشق در این است که طرف مقابلت را تحسین کنی . هرگز با فرض این که خودش این چیزها را

می داند از تحسین کردن غافل مشو . مشکلی

 پیش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نیت بگویی :  دوستت دارم

گرچه احساسات بشری به قدمت نسل بشر

است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند

ماند .

 راز عشق در این است که در سکوت دست

 یکدیگر را بگیرید . کم کم یاد می گیرید که

بدون کلام رابطه برقرار کنید .

 

راز عشق در این است که به عشق بیش

 از یکدیگر احترام بگذارید ، زیرا عشق هدیه ازلی

 خداوند است .

 

راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ،

 زیرا چشم ها پنجره های روح هستند . اگر

 هنگام صحبت از نگاه استفاده کنی مثل آن

 است که پنجره ها را با پرده های زیبا بیارایی

و به خانه گرما و جذابیت ببخشی .

 

راز عشق در این است که از یکدیگر انتظارات

 بیجا نداشته باشید زیرا نقض همواره جزء

لاینفک بشر است . ذهنت را بر ارزشهایی

 متمرکز کن که شما را به یکدیگر نزدیکتر

می کند نه بر مسائلی که بین شما فاصله

می اندازد .

 

راز عشق در این است که حس تملک را از

 خود دور کنی . در حقیقت هیچ کس

نمی تواند مال کسی شود ، شریک زندگی ات

را با طناب نیاز نبند ، گیاه هنگامی رشد

می کند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند .

                              تقدیم به مهربانترین ...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 16:25  توسط ذکریا آقاپور  | 

 
« كسب درآمد از فروتل »
دوستانتان را به يك شغل پردرآمد و آسان دعوت كنيد : « جزئيات »
Email: