|
حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش ......... از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد ؟
|
|
|
|
||||
|
چالشهاي صنايعدستي كه مهمترين آنها يافتن راهي براي بقا و ادامه حيات است در يكصد و سيمين جلسه شوراي عالي اداري، چهارشنبه، 16 فروردين صنايع دستي با سازمان ميراث فرهنگي الحاق شد. براساس مصوبه شوراي عالي اداري به رياست محمود احمدينژاد رييس جمهور ، سازمان صنايع دستي ايران از وزارت صنايع و معادن جدا و به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري پيوست.
پس از اعلام اين اقدام، در ميزگردي که ميراث خبر با سه تن از کارشناسان صنايع دستي برگزار كرد ، بيشتر آنها از رويدادن اين اتفاق و بازگشت صنايع دستي به جايگاه اصلي خود ابراز رضايت کردند. پس از گذشت يک سال و مشاهده نتايج فعاليتهاي سازمان ميراث فرهنگي در اين زمينه،اغلب کارشناسان همچنان اصل ادغام صنايع دستي با اين نهاد را مثبت ارزيابي ميکنند اما عملکرد سازمان ميراث فرهنگي را ضعيف و دور از انتظارهاي پيشبيني شده ميدانند.
مکينژاد:چالشهاي صنايع دستي باقي مانده است
مهدي مكينژاد، عضو هيئت علمي فرهنگستان هنر با ابراز اين مطلب كه چشمانداز صنايعدستي در زمان حال و آينده خوشبينانه نيست، در مورد وضعيت كنوني صنايع دستي گفت:«چالشهاي صنايع دستي در خارج و داخل كشور اساسي است و با تغيير از يك سازمان به سازمان ديگر، مشكلي از صنايع دستي و هنرهاي سنتي حل نشده است. در دهههاي اخير شاهد هستيم صنايع دستي از نظر علمي و عملي محجور شده و صنعتگران براي امرار معاش با مشكل مواجه بودند.هرچند امروزه بخش علمي و پژوهشي، آينده روشني پيشرو دارد كه بسيار ارزشمند است اما از نظر كاربرد و عملي شدن پژوهشها برنامه منسجم و هدفمندي وجود ندارد.»
او در ادامه بر نبود برنامهريزي تاكيد كرد:«برنامههاي منسجم كوتاه مدت و ميان مدت با بهرهگيري از كارشناسان ارشد وجود ندارد. حتي در صورت برنامهريزي نيز در مرحله اجرايي به مشكل برميخوريم. همانطور كه طرح دهكده هنرهاي سنتي را به كميته شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارائه کرديم ولي قطعا در مرحله اجرا مشكل خواهيم داشت. در هيچ سازماني الگوي توليد امروزي و كارگاهي هنرهاي سنتي تدوين نشده و هنوز مكاني براي هنرمندان كه صنوف مختلف صنايع دستي در كنار يكديگر قرار بگيرند و با يك مكانيزم قانوني در كارگاهها به فعاليت بپردازند، نيست. درحاليكه اين فعاليتها در كشورهاي ديگر نهادينه شده است و با تكيه بر آن در بعد منطقهاي و فراملي قادر هستند بازارهاي تازهاي كسب كنند.»
مكينژاد مشكل ديگر را نبود بستهبندي مناسب دانست:«ما براي محصولات دستي كوچك هنوز نتوانستهايم ضوابط و مقرراتي تعيين كنيم.»
عضو فرهنگستان هنر سپس نتيجه گرفت:«جابهجاشدن صنايع دستي ميان نهادها و سازمانها حتي در بروز مشكلات جديد نيز موثر است. اين جابهجاشدنها در رشد و توسعه صنايع دستي تاثير ندارد .نكته اي كه اهميت دارد و بايد به آن توجه كرد ايجاد بستر فرهنگي و هنري است .چرا كه سازمانها و نهادها قادر نيستند به هنرمند بگويند چگونه كالاها را توليد يا به آثار با نگاه صنعتي و هنري نگاه كند.»
ياوري:سازمان ميراثفرهنگي انتظارها را برآورده نکرد
حسين ياوري، استاد دانشگاه و از اعضاي فرهنگستان هنر نيز كه يك سال قبل و در نشست بررسي ادغام صنايع دستي در سازمان ميراث فرهنگي شرکت کرده بود، ادغام را بهترين و موثرترين راه براي قرارگرفتن اين هنر در جايگاه اصلي خود معرفي كرد ولي انتظارهايش از سازمان ميراث فرهنگي را فراتر از آنچه وجود دارد، توصيف كرد:«هنوز اتفاق خاصي در زمينه ادغام صنايع دستي با سازمان ميراث فرهنگي رخ نداده است پايان خرداد سال 85 تغيير و تحولات جابهجاييهاي سازماني انجام شد و پس از آن ايجاد تشكيلات اداري درحال جريان بود. بااينحال صنايع دستي هنوز جايگاه سازمانياش را پيدا نكرده و قابليت فرهنگي و هنري لازم را كسب نكرده است. رابطه آن هم با ميراث فرهنگي و گردشگري تعيين نشده است.»
اين استاد دانشگاه در دنباله سخنان خود به برآورده نشدن انتظارات توسط سازمان ميراث فرهنگي اشاره كرد:«شايد سال قبل به دليل جابهجاييهاي اداري انتظار تغييرات فراوان نداشتيم اما به نظر من امسال بايد شاهد تغييرات بنيادي در اين زمينه باشيم و مسئولين در جايگاه مناسب قرار بگيرند. هرچند انتظار من بيشتر از فعاليتهاي انجام شده بود ولي اين انتظارات هنوز تحقق نيافت است. من هنوز هم اعتقاد دارم اگر قرار است صنايع دستي به سازماني بپيوندد بايد ميراث فرهنگي باشد .هرچند که انتظارات ما براي رونق و توجه به صنايع دستي از سوي اين سازمان بيشتر بود.»
ياوري سپس به توضيح اين استدلال پرداخت:«بايد برنامههاي بلند مدت و ميان مدت 5 ساله و يك ساله بيشتر شود. ما بايد طرحهاي مدونتري داشته باشيم و سازمان ميراث فرهنگي بايد در اين زمينه برنامهريزي كند.»
آينده صنايع دستي اميدوار كننده نيست
يكي ديگر از كارشناس هم با آنكه با اين الحاق موافق بود اما در تشريح عملكرد سازمان ميراث فرهنگي گفت:«هنگام ادغام صنايع دستي در سازمان ميراث فرهنگي بسياري از كارشناسان موافق بودند چون اصل كار به اعتقاد همه درست است اما اهميت در چگونگي برنامهريزي و تحقق شرايط برنامهريزي است. اگر با همان شرايطي كه سازمان صنايع دستي سابق فعاليت ميكرد، ادامه بدهيم هيچ اتفاقي نميافتد ،زيرا يك سازمان به يك وزارتخانه ملحق بوده و تنها تفاوت اين الحاق، پيوستن آن به يك سازمان ديگر است.»
او در ادامه تعيين هدف و وظايف را در بهبود وضعيت صنايع دستي موثر دانست و ارزيابي كرد كه چنين فعاليتي در زمينه صنايع دستي پس از الحاق به سازمان ميراث فرهنگي صورت نگرفته است:«بايد ببينيم برنامه ما در مورد صنايع دستي چيست، با چه هدفي آن را دنبال ميكنيم و سازمان ميراث فرهنگي چه وظيفهاي دارد تا براساس آنها استراتژي مشخصي تعيين كنيم. يكي از مهمترين بحثهاي صنايع دستي، حفظ و احيا است كه اگر قرار باشد با همان ابزارها و نقطه نظرات كارشناسي سابق حركت كنيم، مسلما درجا زدهايم.»
اين كارشناس نمايشگاههاي صنايع دستي را نمونه بارز ادعاي خود ذكر كرد:«وقتي وارد نمايشگاههاي صنايع دستي ميشويد، همان آش و كاسه است كه در گذشته وجود داشت. ما چه ميخواهيم در نمايشگاههاي سراسري نشان دهيم؟ در اين فضا همهجور بازار مكارهاي هست و جايگاه صنايع دستي در آن مشخص نيست. حتي آثار كشورهاي ديگر مانند چين هم در آن به چشم ميخورد.»
او اما يكي از دلايل چنين وضعيتي را انتخاب افراد غيرمتخصص بيان کرد:«هنوز تعريفي از صنايع دستي نداريم. مسئولان در حد و اندازهاي نيستند كه بتوانند به اين شرايط سامان دهند. انتخاب افراد و شرايط در اين اوضاع بسيار مهم است. بايد متناسب با ابزار و شرايط، افراد انتخاب شوند. وقتي ماشيني در اختيار افرادي قرار ميگيرد كه رانندگي بلد نيستند يا تصادف ميكنيم يا در چاله ميافتيم.»
اين كارشناس در تبيين راهحل مشكلات صنايع دستي افزود:«يكي از انتقادهايي كه در گذشته به صنايع دستي ميشد، اين بود كه ساختار وزارت صنايع قابليت هدايت صنايع دستي را ندارد. حال با ادغام دو سازمان با يكديگر قابليت هماهنگي وجود دارد اما هنوز از اين ظرفيت استفاده نشده است. چنين ظرفيتي به برنامهريزي، استفاده از نيروي كارشناسي فعال و تعيين جايگاه صنايع دستي در برنامههاي كشوري نياز دارد.»
او در پايان سخنانش اظهار داشت:«هنرمندان صنايع دستي كار خود را انجام ميدهند و اكنون اندك انتظاري هم كه در گذشته از سازمان صنايع دستي داشتند، از دست دادهاند. مهمترين مسئله اصلي صنايع دستي هدايت و حمايت است. من نميگويم فعاليتي در اين زمينه صورت نگرفته اما كافي نبوده و با ادامه چنين برنامههايي به آينده صنايع دستي خوشبين نيستم.»
اين سخنان درحالي از سوي کارشناسان ادامه دارد که اسفنديار رحيم مشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري امسال را سال تثبيت صنايع دستي ناميده و مصطفي قاسمي، معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي نيز بارها در سخنان خود از کاربردي کردن اين هنر _صنعت خبر داده است. مشايي و قاسمي پس از ادغام صنايع دستي با سازمان ميراث فرهنگي بر علاقه خود نسبت به رشد اين هنر بومي اصرار داشتند و مشکلات صنايع دستي را از دغدغههاي شخصي خود عنوان کردند. هرچند که تکرار برنامههاي سابق صنايع دستي مانند برگزاري نمايشگاههاي استاني و کشوري، تاسيس مراکز آموزش در تمام شهرستانها، ارائه تسهيلات زودبازده به منظور کارآفريني، طرح راهاندازي شهرکهاي صنايع دستي از جمله در سيستان و بلوچستان و شهرهاي ديگر، همچنان به عنوان طرحهاي اصلي در سازمان ميراث فرهنگي نيز اجرا ميشود كه متعلق به گذشته بود و ظاهرا تنها دغدغه مسئولان اين سازمان استفاده از صنايع دستي در ويترين موزهها و اداره است.
مشکل اصلي صنايع دستي امروز عدم انطباق با نيازهاي روزمره، گران بودن مواد اوليه توليد، نبود بازار فروش، بسته بندي نامناسب، نبود امکانات تبليغ و آگاهي رساني و فروش محصولات نامرغوب و غير ايراني با نام صنايع دستي در فروشگاهها است که در چند سال اخير آثار چيني به فروش کالاهاي صنعتگران کشور صدمه زيادي وارد کرده . هنوز راهکار اساسي و بنيادي براي حل و مبازره با اين معضلها ارائه نشده است يا اگر هم چنين برنامههايي وجود دارد تلاش خبرگزاري ميراث فرهنگي براي ارتباط با معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي بينتيجه باقي ماند. در طي يک سال گذشته و پس از ادغام دو سازمان با يکديگر بارها با اين معاونت و قاسمي تماس برقرار کرديم اما مشغله کاري، نبود وقت گفتگو از سوي دفتر ايشان و همچنين عدم پاسخگويي در تماسهاي تلفني باعث شد تا حتي اگر برنامههايي نيز در زمينه مشکلات ياد شده تدوين شده باشد، به دليل عدم آگاهي رساني از سوي معاونت تيره و تار باقي بماند.
مشکل اصلي صنايع دستي نمايش در نمايشگاههاي صنايع دستي، ويترينهاي موزهها و ادارهها نيست. صنايع دستي بايد با نيازهاي زندگي مردم هماهنگ و آن زمان در نمايشگاهها عرضه شود. بايد از ورود کالاهاي غير ايراني در بازارهاي صنايع دستي جلوگيري کرد، مواد اوليه را با قيمت مناسب و با سهولت در اختيار صنعتگران قرار داد و برنامههاي بلند مدت تدوين کرد و پس از آن موزه به راه انداخت . برنامههايي که هنوز از سوي سازمان ميراث فرهنگي اعلام نشده است.
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:48 توسط ذکریا آقاپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 12:26 توسط ذکریا آقاپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شرافت واقعی بهتر از دیگران بودن نیست . شرافت واقعی بهتر از قلب خودمان بودن است . خداوندا مرا وسیله ای برای برقراری آرامش قرار ده . خداوندا اجازه بده هر جا که نفرت وجود دارد من عشق بورزم . مردم غالبا نامعقول غیر منطقی و خود خواه هستند با این وجود آنها را ببخشید . کار خوبی را که امروز انجام داده اید مردم فردا فراموش می کنند ولی با این حال شما کار خوب انجام دهید . اگر قصد انتقام گیری داری بهتر است دو تا قبر بکنی . ریشه هر عملی یک فکر و یک اندیشه است . شما در ذهنتان انرژی آن را دارید که هر چه خواستید انجامش دهید پس این انرژی را در مسیر مثبتش بکار وادارید نه در مسیر افکار منفی . نمی گویم بودائی یا مسیحی یا مسلمان باشید می گویم خود بودا خود مسیح و بسان محمد باشید . سئوال آشکار زندگی هر انسانی رابطه او با خداوند است . انسانها بسان قطره های آب از منبع اصلی و اقیانوس خود دور افتاده اند پس با مشارکت نه رقابت به هم بپیوندیم .
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 19:26 توسط ذکریا آقاپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بنام يگانه حضرت دوست
>>> سخنان گهربار امير مؤمنان، حضرت علي (ع) <<<
* هر كسي به من كلمه اي بياموزد مرا بنده خود كرده است.
* قناعت ثروتي است كه پاياني ندارد.
* هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.
* شجاع ترين مردم آن است كه حرف حق را بزند.
* بزرگترين جهاد، مبارزه با نفس است.
* شمشير آخته دردست مرد شجاع، عزيزتر از سخن راست نيست.
* زشت ترين سخن راست، ستايش انسان از خويشتن است.
* بهترين گفتارها آن است كه عمل تصديق كند.
* هركه نيكي را از بدي نشناسد، از چهارپايان است !
* بايد مردم در برابر حق نزد تو مساوي و يكسان باشند.
* بر برادر تو همان حقي است كه تو داري.
* من گواهي شخص فاسق را جز عليه خودش قبول نميكنم.
* نيكي و احسان را جز آدم نادان رد نميكند.
* يتيم را با آنچه كه فرزندان خود را ادب ميكني، تاديب كن.
* آنكس كه تو را بيم دهد، مانند كسي است كه تو را مژده دهد.
* دشمن دانا از دوست نادان بهتر است.
* دوري و جدايي دوستان ، غربت و تنهايي است.
* حاجت از دست دادن بهتر كه از نااهل خواســتن !
* آرزوهايتان را به كساني متوجه كنيد كه دلهايتان آنها را دوست دارد.
* شكيبايي مركبي است كه خسته نشود.
* شخصيت مرد زير زبان اوست.
* عبرتها چه بسيار است، ليكن پند گرفتن كمتر است.
* اگر درباره كسي مشكوك باشيد، به دوستانش نگاه كنيد.
* هر تنفس انسان گاميست كه بسوي مرگ بر ميدارد.
* مردم دشمن چيزهايي هستند كه نميدانند.
* بهترين زهدها، پنهان داشتن آن است.
* شگفتا! آيا خـلافت و حـكومت با رفاقت و خويشي هم ميشود ؟!
* عدالت زمامدار نيكوتر از خير روزگار است.
* هرگز كسي را به مبارزه و جنگجويي دعوت نكن.
* روز دادستاني و عدالت از ظالم، سختتر از روز ستم بر ستمديده است.
* حكومت خود را با ريختن خون حرام، استوار نكن.
* هرگز ياور ستمكار نباش.
* حكمت را با نااهل نگوييد كه به حكمت ستم كردهايد.
* به گوينده نگاه نكن، حرف را در نظر بگير.
* بزرگواري با خرد و ادب است، نه با اصل و نسب.
* عقل و خرد، شمشير برندهايست.
* دانش نگهبان توست، در حاليكه تو ثروت را بايد محافظت كني.
* بي ارزشترين مردم، كم دانشترين آنهاست.
* دانشمندان، به علت كثرت نادانان غريبند.
* مرگ بزرگ همان فقر و بينوايي است.
* فقر و تنگدستي، مرد باهوش را گنگ و لال ميكند.
* انسان به نعمتي نميرسد مگر اينكه نعمت ديگري را از دست ميدهد.
* از قرض كردن بپرهيزيد
* قرض كردن زبوني و خواري است.
* غم وغصه نيمي از پيري است.
* قصاص و انتقام قبل از جنايت، درست نيست.
* من به خاطر سوء ظن و بدگماني، كيفر نميدهم.
* تو را از عجله و شتاب در سخن و كار نهي ميكنم.
* خداوند به مردم پناه داده تا از ستم دور باشند.
* زمامداران بوسيله ظلم آزمايش ميشوند.
* با توده جماعت باشيد، چرا كه دست خدا با جماعت است.
* هركه از حق تجاوز كند راهش گم ميشود.
* زكات پيروزي عفو و بخشش است.
* ذمهء من در گرو آن چيزي است كه ميگويم.
* صفتي بدتر از دروغ وجود ندارد.
* براي دنيا به گونه اي زندگي كن كه گويي تا ابد زنده اي و براي آخرت به گونه اي زندگي كن كه گويي لحظه مرگت نزديك است
* فرزندان خود را بااخلاق خود تربيت نكنيد، زيرا كه آنان براي زماني غيراز زمان شما خلق شدهاند.
* هيچ فقيري گرسنه نمانده مگر درسايه آنكه ثروتمندي از حق او بهرهمند گشته است.
* چون تو به جانب مرگ ميروي و مرگ جانب تو ميآيد، زود به يكديگر خواهيد رسيد.
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 19:41 توسط ذکریا آقاپور
|
|
|||||
|
|||||