|
حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش ......... از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد ؟
|
|
|
|
||||
|
سیری در پوشاک ایرانیان
نگاهی به منابع و کتابهای معتبر دربارهی تاریخ باستان نشان می دهد ایرانیان از هزاران سال پیش به جامه و آرایش خود اهمیت بسیاری میدادهاند.
دورهی پادشاهی هخامنشیان یکی از ادوار درخشان تاریخ ایران است که طرز پوشش و نوع پوشاک این دوره در کتابهای تاریخی بازتاب نسبتا روشنی داشته است. به گزارش دوخت، نخستین پایگاه مد و پوشاک ایرانی (www.dukht.com) اومستد در صفحه 88 تاريخ شاهنشاهي هخامنشي، دربارهی جامهی پرشکوه پارسیِ کورش می نویسد: «شاه در جامهی شاهانهی بلند دامنکشان، که چیندار میان پاهایش آویخته بود، با موزهی شاهانه به پا، و چوبدستی شاهانه به دست، در حالی که از کاخ برای گردش در پردیز بیرون میرفت دیده میشد. ابروان و مژگانهایش، تا چینها و گلهای جامهاش، زمانی زرنشان بوده. پشت سر شاه بندهی کوچکتری با لباس فراخورش میرفت که بیگمان آفتابگیری را که از روزگار سارگون (یکی از شاهان آشوری) فقط برای پادشاه به کار میرفت روی سر شاه نگاه داشته بود.» وی در ص292 همین کتاب ضمن اشاره به بار دادن داریوش بزرگ، پوشش اشخاص حاضر در این میهمانی را هم تشریح کردهاست: « چون این یک بار خاص است، زیورهای زر را کنار گذاشتهاند. پدر و پسر جامهی سندس ساده ولی پر چین در بر دارند که با چینهای پرناز و زیبا تا روی قوزک پا افتاده و به سختی میتوان تنزیب (لباس زیر) آن را دید که در مچ راستش تنگ شده است. پاهایشان کفشهای نزم بی تکمه دارد. در رنگ آمیزی جامه میبینیم که پارچهی ارغوانی شاهانه نقش بزرگی دارد...» همچنین بر طبق نوشتههای تاریخنگارانی که وضع ظاهری این پادشاهان را توصیف کردهاند او هخامنشیان موهای خود را فر میزدهاند و به پشت شانه میکردهاند. حسن پیرنیا در جلد دوم کتاب ایران باستان به نقل از کنت کورث مینویسد: « تزئینات داریوش (سوم) زینتهای دیگران را از خاطر میزدود؛ قبای ارغوانی او در وسط با نقره ملیلهدوزی شده بود و ردای "شنل" او که از زر میدرخشید مزین بود به دو قرقی که یکی روی دیگری افتاده با منقار ضربتهایی به او می زد و هر دو را از زر بافته بودند. بالاخره از کمربند زرین او قمهای آویخته بود که غلافش تماما مرصع و خود کمربند شبیه زنان بود.» شاهان هخامنشی در هنگام مرگ نیز با البسه زیبا و گرانسنگ مشایعت میشدهاند. پریچهر رحیمی در کتاب "تاریخ پوشاک ایران" از قول اومستد در توصیف مراسم خاکسپاری کورش می نویسد: «نسای (جسد) کورش را در تابوتی از زر گذاشتند که بر تختی نهاده شده بود که پایههایش از زر ساخته شده بود. میزی برای برات گذاشته بودند که بر آن شمشیرهای کوتاه پارسی، گردنبندها، و گوشوارههایی از سنگ گرانبها در زرنشانده بودند. سندس (گونهای دیبای لطیف و نازکِ بافته شده از زر و سیم) و کتان دوخت بابل، تنبانهای مادی، جامههای آبی، ارغوانی و رنگهای دیگر، لباس کاوناکس و لباسهای گل و بوتهدار بابلی، همه را روی هم چیده بودند تا پادشاهِ تازه درگذشته با شکوه و شایسته و آیین درست به جهان نیاکان آریاییاش درآید.»
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 9:22 توسط ذکریا آقاپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
داستانِ زیر جامه با داستانِ آدم و حوا و با شرمِ انسان از عریانیاش در برابر خداوند آغاز میشود. در کتاب مقدس در باب دوم از سِفر پیدایش میخوانیم:
«مار که از همهی حیوانات صحرا هوشیارتر بود به حوا گفت از میوهی درختی که وسط باغ است بخورَد تا چشمانش باز شود و مانند خداوند عارف نیک و بد باشد. درخت معرفت در نظر حوا خوشنما آمد، میوهاش را گرفت و خورد و به شوهر خود هم داد و او نیز از آن میوه خورد. آنگاه چشمان آنها باز شد و فهمیدند که عریان اند. پس برگهای انجیر به هم دوختند و سترها برای خودشان ساختند. خداوند در این لحظه آدم را صدا کرد. آدم که از عریانیاش شرم داشت خودش را از خداوند پنهان کرده بود. گفت: چون آواز تو را در باغ شنیدم ترسان گشتم، زیرا که عریانم. پس خودم را پنهان کردم.» (کتاب مقدس) با این حال مردمشناسان اعتقاد دارند انسان نه از روی شرم، بلکه بیشتر از روی عقل برای حفظ آلت تناسلیاش از گزندِ نور آفتاب و سرما و باد و بوران نخستین زیرجامه را از برگ و پوست درختان و پوست حیوانات برای خود فراهم آورد و ستر عورتش کرد. با این حال زیرجامه در آن زمان تنها پوشش انسان بود و با پیدایش تمدن، وقتی که انسان از پارچه جامهای برای خود فراهم آورد، آنچه که زیرِ آن جامه میپوشید به زیرجامه در معنای مورد نظر ما بدل گشت. در تمدن مصر، کاهنان و شاهزادگان و اشرافزادگان و فراعنه دو پیشبند نخی روی هم میپوشیدند تا خود را از دیگران متمایز کنند. پیشبند نخی که به تن نزدیک بود، ساده بود اما پیشبند دوم که روی این پیشبند ساده تن میکردند نقش و نگار داشت. زنان درباری مصری هم سینه و عورتشان را با پارچه میپوشاندند و به لباس اهمیت میدادند و تلاش میکردند با لباسهای آراسته و پیرایهدار خود را ممتاز جلوه دهند. زنان یونانی به رخت زیر و بخصوص به سینهبند علاقهی زیادی داشتند. زن یونانی با پارچه یا چرم پستانهایش را میپوشاند. این سینهبند که آن را استروفیوم (Strophium) میخواندند نخی داشت که زیر سینه گره میزدند تا پستان برجستهتر و زیباتر به نظر آید.
استاد جلال خالقی مطلق در مقالهای به زیبایی کمال مطلوب در تاریخ ایران میپردازد و در این مقاله نشان میدهد که در ایران باستان زنی زیبا بود که بلندبالا و سفیدرو و پستانهایش برجسته باشد. زنان در ایران باستان هم مانند زنان یونانی پستانهایشان را با پارچه میپوشاندند و با نخ گره میزدند تا پستانهایشان برجستهتر و زیباتر جلوه کند و به یک معنا به زیبایی کمال مطلوب نزدیکتر شوند. زنان رومی رسمِ سینهبند را از زنان یونانی و ایرانی گرفتند و اضافه بر آن پارچهای به عورتشان میبستند و این تکه پارچه را از پس و پیش آن قدر بالا میکشیدند تا عورت و باسنشان پوشانده شود و سرانجام آن را با لیفه به کمر گره میزدند. این پوشش را سوبلیگاکولوم (Subligaculum) میخواندند. این دو پوشش به بیکینی در روزگار ما شباهت داشت و وقتی که میخواستند ورزش کنند این دو تکه رخت زیر را عریان میکردند و در اوقات دیگر زیر دامن میپوشیدند که به آن تونیکا (Tunika) میگفتند. تونیکا را هم مردان و هم زنان رومی میپوشیدند و مهمترین جامهی آنان بود. تونیکا در واقع ردایی بلند بود و پیش از آن که زیرجامه باب شود، تنها همین ردا را به تن میکردند. دامن ردای مردان چیندار بود و آن را توگا (Toga) میخواندند. به زودی مردان رومی هم بر گرتهی زیرجامهی زنان زیرجامهای برای خود فراهم آوردند. از آن پس بود که زیرجامهی مردانه در غرب مرسوم شد.
زیرجامههای نخی، پشمی و ابریش ایرانیان در این زمان صنعت پارچهبافی در ایران رونق داشت و بافندگان ایرانی پارچهی ابریشمی و پشمی را با بهترین نقش و نگارها و زیباترین رنگآمیزیها به چینیان و هندیان و رومیان عرضه میداشتند. ابریشمبافی و ملیلهدوزی را که از دیگران آموخته بودند به حد کمال اعلای زیبایی در هنر و صنعت رسانده بودند. پارچهی ایرانی در بازارهای کرانهی فرات و در ارتاکزاتا و در بازارهای روم عرضه میشد. اشراف ایرانی با لباس و مرکب و اسباب تجمل و زر و زیور خود را از دیگران ممتاز میکردند و زنان جامههای ابریشمین میپوشیدند. از این رو هرچند بدبختانه از فرهنگ زیرجامه در ایران نشانهی درستی در دست نیست، اما به دلیل این داد و ستدهای بازرگانی و فرهنگی که ایرانیان با غرب برقرار کرده بودند میتوانیم تصور کنیم که زنان و مردان ایرانی زیرجامههای نخی، پشمی و ابریشمی میپوشیدند و با بهترین نقشها و رنگهای زیبا و با ملیلهدوزی این زیرجامهها را میآراستند و اگر این گونه آراستگیها در نزد تودهی مردم رواج نداشت، دستکم اشراف ایرانی از آن برخوردار بودند. زیرجامهها پس از اسلام پس از زوال تمدن روم به دست بربرها و ژرمنها و انشقاق امپراطوری روم به دو بخش شرقی و غربی، بربرها به لباس و مُد کاملاً بیاعتناء بودند. از میان فرهنگ پوشاک تنها ردای رومی یا توگا قبول عام یافت و از آن پس در غرب زیرجامه و فرهنگ زیر جامه کاملاً فراموش شد. در زمان خلیفهی دوم، وقتی اعراب در دشت نهاوند به جنگ ایرانیان رفتند، فرماندهی ارتش عرب که نعمان نام داشت، نمایندهای به نام مغیره به نزد ایرانیان فرستاد. در تاریخ طبری آمده است که افسران ایرانی لباس و کلاه و کمربندهای زیبا به تن داشتند و در چادرهایی از پارچهی استبرق به سر میبردند که با فرشهای زیبا که یکی از آنها در تمام نجد و حجاز به چشم نمیخورد فرش شده بود. مغیره با پیرهن بلند که عربها آن را دشداشه میخوانند و عبای عادی که به تن داشت، در مقابل آن مردمی که در لباسهای فاخر و درخشان قیمتی غرق بودند ناچیز جلوه میتمود. اما سرنوشت ایران از سرنوشت روم جدا نبود و همانگونه که بربرها امپراطوری روم را درنوردیدند، عربها هم دودمان ساسانی را برانداختند. با این حال سرنوشت ایران با سرنوشت امپراطوری اسلامی گره خورد و ایرانیان توانستند بخشی از زبان و فرهنگ خود و از جمله فرهنگ پوشاک را حفظ کنند. پوشاک زرتشتیان و روستائیان مناطق مختلف ایران بر درستی این نظر دلالت میکند. مردان ایرانی پیراهن آستین کوتاه با دامن کوتاه و کمربند پهن میپوشیدند و زنان کوهستاننشین بر روی شلیته بلند و لیفهدار پیراهن بلند یا نیمه بلند به تن میکردند. شلیته را از پارچهی گلدار میدوختند و پرچین و شکن بود و لیفه داشت و پیراهن بلند روی آن میافتاد. از این رو حتی اگر به دلیل کمبود پارچه از زیرجامه صرفنظر میکردند، میتوانیم تصور کنیم که شلیته حکم زیرجامه را داشت. در مناطق ساحلی گیلان زنان زیر شلیته شلوار مشکی میپوشیدند که تا ساق پا میرسید. این شلوار به منزلهی زیرجامه بود. در عروسی ایرانی رسم بود که داماد پس از خواستگاری از عروس یک قواره چادر، یک دست پیراهن، یک تنبان، یک جفت کفش، دو جفت جوراب، دو پستانبند، یک زیرجامه و میوه و شیرینی بر چندین مجمع مینهاد و روانهی خانهی پدر عروس میکرد. این رسم نشانگر این است که فرهنگ زیرجامه از دیرباز در میان ایرانیان وجود داشت و حملهی اعراب نتوانست این رسم را براندازد.
برو که آزادکردهای عورت خویشی زینالعابدین رهنما در کتاب «زندگانی امام حسین» گزارشی تاریخی از جنگ صفین به دست میدهد و مینویسد که در این جنگ یک روز عمروعاص که بر فلسطین حکومت میکرد و به طمع حکومت بر مصر با معاویه همدست شده بود به میدان آمد و مبارز طلبید. حضرت علی جلو او درآمد. عمروعاص که میدانست حریف حضرت علی نیست به پشت افتاد و برای این که خود را از دست علی نجات دهد عمداً پای خود را بالا برد و پیراهنش روی شکمش افتاد و عورتش نمایان شد. علی همان دم صورتش را برگرداند و گفت: لعنت خدا بر تو باد. برو که تو آزادکردهی عورت خویشی. از این داستان چنین برمیآید که در آن زمان اعراب به پوشیدن همان دشداشه و عبا قناعت میکردند و با وجود آن که با تمدن ایرانی و بیزانس آشنا شده بودند فرهنگ پوشاکشان دگرگون نشده بود. در قرون وسطی هیچکس زیرجامه نمیپوشید در قرون وسطی در غرب نه مردان و نه زنان، هیچکس زیرجامه نمیپوشید. از قرن سیزدهم میلادی به بعد به تدریج نوعی ردای نخی در اروپا مرسوم شد که زنان و مردان زیر جامههایشان به تن میکردند. ردای زنان بلند بود و تا قوزک پا را میپوشاند. ردای مردان کوتاه بود و به کمر میرسید. این ردا گرم بود و باعث میشد که پارچهی ضخیم و نامرغوب لباسهایی که در آن زمان مرسوم بود پوست را نیازارد. این گونه زیرجامهها را شب و روز از تن جدا نمیکردند. روزها حکم عرقگیر و زیرجامه را داشت و شبها به جای پیرهن خواب از آن استفاده میکردند. اواخر قرون وسطی در اروپا نوعی شلوار کوتاه باب شد. برخی اشخاص متمول این شلوارک را زیر جامهی خود به تن میکردند. به این دلیل که مردم کوچه و بازار هنگام قضای حاجت میتوانستند آن ردای دراز را بالا بزنند و کارشان را بکنند، زیرجامه قبول عام نیافت. از قرن هجدهم به بعد مردم به پوشاک و مد توجه بیشتری نشان دادند. با آغاز دورهی روشنگری از طریق دربارِ اسپانیا فرهنگ مُد و پوشاک در میان اشرافیت اروپا فراگیر شد. در آن زمان سینهی صاف را زیبایی کمال مطلوب میدانستند و به این جهت زنان تلاش میکردند با سینهبند برجستگی سینههایشان را بپوشانند. با این حال کشاورزان و دیگر طبقات اجتماعی همان ردای بلند را که در قرون وسطی مرسوم بود به تن میکردند. برخی بازرگانان متمول چندین ردا داشتند که از آن میان برخی سوزندوزی و ملیلهدوزی بود. از اواسط قرن هجدهم میلادی به بعد مردم به پوشاک توجه بیشتری نشان دادند و از آن زمان بود که صنعت مد به تدریج شکل گرفت. زیرجامه به رنگ سفید بود و از کتان یا نخ تولید میشد. در آن زمان مردم متوسط به بهداشتشان بیشتر میرسیدند و زیرجامه را به دلایل بهداشتی به تن میکردند. از اواسط قرن نوزدهم به بعد زیرجامه به شکل امروزی طراحی و ابداع شد. در سال ۱۸۷۶ میلادی ارتش پروس نوعی زیرجامهی پشمی را به پوشش سربازانش افزود. از آن پس صنعت تولید زیرجامه شکوفا شد و همزمان درک مردم از زیبایی هم دگرگون گشت. مردم به زیرجامه به تدریج خو گرفتند و انواع زیرجامهها با طرحها و نقشها و رنگهای گوناگون به بازار آمد. در این میان به زیرجامهی زنان بیشتر توجه میشد و از این پوشش نمادی برای تنکامگی ساختند و پرداختند و به بازار آوردند، و با تأکید بر تنکامگی بود که بازار زیرجامهی زنانه و مردانه را گسترش دادند.
زنان قاجار، پاهایشان را با دامن، شلوار یا شلیته میپوشاندند (عکس:تاریخ اقتصادی ایران به روایت اسناد)
شلیته یا تنبان
پیش از مشروطه زنان در اندرونی پیراهن بلند میپوشیدند که تا روی زانو میرسید. پیراهن از پارچهی قلمکار توری، ابریشمی، کرباس، مخمل، نخ و حریر به رنگهای نارنجی، آبی، سبز و سفید بود. زنان پاهایشان را با دامن، شلوار یا شلیته میپوشاندند.
اگر میخواستند از اندرونی بیرون بروند، روی این پوشش چاقچور به تن میکردند که نوعی شلوار گشاد و بلند زنانه بود. در واقع تنبان نوعی زیرجامه بود که با لیفه یا بند به زیر شکم میبستند و اگر آن بند را میکشیدند تنبان از تن جدا میشد. چاقچور به رنگهای متنوع بود و پای زنان را از گزند گرد و خاک در امان نگاه میداشت. زنان شهری روبند هم میزدند و با سگک یا قزنقفلی به پشت سر میبستند. جنس سگک از طلا یا نقره یا برنج بود و جنس روبند از نوعی پارچهی کتان بود که از موصل به ایران میآوردند. در سفرنامهی ابراهیم بیک نویسنده گزارشی از وضع پوشش زنان پیش از مشروطیت به دست میدهد. او مینویسد که در آن زمان زنان بیبند و بار شلیته میپوشیدند و موی سر را با چادر میپوشاندند اما در همان حال که جلو در خانه نشسته بودند میان پای آنان عریان بود. نویسندهی سیاحتنامهی ابراهیم بیک با مقایسهی پوشش زنان اروپایی و ایرانی از حجاب خرده میگیرد و حجاب را یکی از دلایل عقبماندگی ایرانیان و مانع تجدد میپندارد. در زمان حکومت پهلوی به تدریج پوشش زنان و مردان غربی در ایران مرسوم شد و انواع زیرجامههای مردانه و زنانه به بازار آمد. زیرجامهی کاپیتان و تریومف از مارکهای معروف در آن دوره بود.
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 9:20 توسط ذکریا آقاپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نمایشگاه امسال هم چند روزه شروع شده . البته من خبرشو توی اخبار دیدم . پس امسال دعوت نشدم . رفتم و وضعیت نمایشگاه رو دیدم . وای چه حالی داد ! کتابفروشی و نقل و آجیل و شیرینی فروشی بود با چند تن از فروشندگان فارس و استان های همجوار . بیشتر فروشگاه بود تا نمایشگاه . از مسئولین حضورا گله کردم فرمودند ما به خانم ....... ( شاگرد خودم که الان با استعفای من دارند کلاس قلمزنی رو اداره می کنند ) گفتیم - فرمودند برسم می آیم . نمایشگاه قبلی دو روز خانم ..........جای من در غرفه قلمزنی بودند . آثار همگی به امضای من بود . غرفه هم به اسم من بود . اصلا منو دعوت کرده بودند . دو سال پیاپی هم غرفه برتر نمایشگاه بودم . که باز غرفه برتر شناخته شدم ولی به نام خانم استاد ..........خوانده شد و تقدیرنامه هم به اسم ایشون زدند . غمی نیست تا بوده توی ایران اینجوری بوده . کسی که کار می کنه می زنند توی سرش . بدجوری هوای خانم ها رو دارند از نوع شدید . خلاصه نمایشگاه امسال چرت بود فقط چند تا از اساتید پیشکسوت حضور داشتند با هزار تا دلخوری و ... دانلود اخراجي ها 2
+
نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:48 توسط ذکریا آقاپور
|
|
|||||
|
|||||